همکاری سپهر توی خونه
سلام. قشنگم، شیرینم.
چند وقته شیرین کاریهات و صدالبته شیطنت هات بیشتر شده. میتونم بگم کسی حریفت نیست
همه چیز رو هم دقیقاً متوجه میشی، ولی هنوز روند حرف زدنت کنده.
آبا : بابا یا آب
آما: مامان
صدای گاو: مممممممممممممممم
اینا: از اینا، اینجا
عمهَ : عمه
و فقط یه بار به صابون گفتی آبون و بعدش هرچی التماست کردیم دیگه نگفتی مامانی
به ترتیب عاشق کلید، گربه، توپ و ماشین هستی.
ولی هنوز پروژه گاز گرفتن و انگشت شصت خوردنت ادامه داره. به حدی انگشتت رو میزنی که انگشتت خیلی بدطور زخم شده. دیگه نمیدونم باید چیکار کنم. پستونک رو هم که جایگزین کرده بودم، رو هم نمیگیری.
اکثر مواقع تا ساعت 4ونیم تا 5 صبح بیدارباشی و به زور باید بخوابونمت. فکر مامانی که نیستی که صبح باید بره اداره.
دیگه مامانی واست بگه که کلی طرف از جهیزیه ام شکوندی که حتماً بعداً از جهیزیه زنت کم میکنم.

کلی هم شیرین کاری میکنی وقتی جایی میری . خدا رو شکر توی دل همه جا باز کردی. همه دوستت دارن.
حالا هم چند تا عکس از گل پسری میزارم تا همه بدونن که تو خونه کمک بابایی میکنی عزیز دلم.
قربون دستای کوچولوت برم، ببین پسرم چه دقت و جدیتی داره توی کارش
بهش میاد اوستا باشه ها.
اوستا سپهههههههههههههههههر


آبایی صب کن این پیچ رو هم ببندم.

خوب دیگه پسرم خسته شده و اومده خونه باباحاجی بلال بخوره
تموم شدن بلال و قیافه آقا سپهر
نوش جانت عزیز مامانی

اینم شیرین ترین خوابیدنی دنیا بعد از یک روز کاری.
خسته نباشی گل پسرم.
فکر کنم داره خواب هفت پادشاه رو میبینه



همکاری سپهر توی خونه
